دلم میخواست یه دُختر سرخپوست بودم!
از اونایی که صبح بیدار می شدم و با دوتا انگشت دوتا خط میکشیدم زیر چشمام..
موهامو میریختم دورم...
بعد تاج پَر ام رو میذاشتم روی سَرم و سَوار اسب میرَفتم بیرون!
اون وقتایی کِه دِلَم از زَمینُ زمان میگرفت،هووووووو هووو کشان میرفتم تو جنگل!!
تیر رو میذاشتم تو تیرکمون و تا جایی کِه میخواسَتم میکشیدم و بعد،رَهاش میکردم توی آسمون..
شایَدم اونقدر پا برهنه رو سنگ های کنار رودخونه راه می رفتم تا آروم بشم..
شاید آتیش روشن میکردم و همه قبیله دور هم مینشستیم!
شاید اون قدر توی کوه داد میزدم تا صدام بگیره..
ولی الان!
من یک دختر قرن بیس
برچسب: کاش سرخپوست بودم,
نویسنده: سپیده فرهادی
تاريخ: پنجشنبه
22 مهر
1395 ساعت: 9:33